
نقد آریان گل صورت در کافه سینما را که خواندم یادم افتاد که باید چندتایی از فیلم های مرحوم قادری را در آرشیو داشته باشم، از بین تلی از فیلم های بسته بندی شده در کمد اتاق دنبال فیلم هایی بودم که قادری درشان بازی و کارگردانی کرده بود . [الان که این مطلب را مینویسم یادم افتاد آکواریومش را فراموش کرده ام بیاورم ! سام و نرگس را هم فقط یک بار نصفه نیمه دیدم و سی دی اش را ندارم .. حیف شد] البته که آرشیو من ناقص تر از آن است که بشود بهش اعتماد کرد ! فیلم باز بودن من برمیگردد به ۱۰ سال پیش پس حق دارم که فیلم هایی مثل “طوطیا و پنجره در خاک و صد البته میخواهم زنده بمانم” را نداشته باشم .
راستش اگر بخواهم حرف دلم را بزنم باید بگویم که نیمی از نوشته های آریان گل صورت را قبول داشتم، ولی این دلیل نمیشود که کارنامه قادری را ضعیف بخوانم، قادری نه امکانات و نه لابی های دیگر کارگردان ها را داشت و نه لطف مردم آن قدر ها شامل حالش شد که یکهو ره صد ساله را طی کند و به قله های اسکار برسد .
ولی باور دارم که همگی مرده پرستی بیش نیستیم .. ولی خوب مرده پرستی هایمان هم شامل هر کسی نمیشود ! خیلی از پیشکسوتان را در سکوت به خاک سپردیم و حتی نیم نگاهی به قبر خاکی اشان نیانداختیم تا مبادا یادمان بیاید اینها هم روزی سوپر استار بودند و الگوی جوانان هم دوره اشان .
دلم تنگ تر شد برای حمیده خیرآبادی و + ، +، +، + و ..
حالا هم که قادری را کرده ایم الم و از گوشه کنار این دنیای مجازی برایش نامه حواله میکنیم که بگوییم یادت بوده ایم در تمام این سال های رنج و خستگی و تو به اشتباه خیال میکردی که خیلی بی کسی ..
پ.ن : مثال از غیب رسید ! این هم یکی دیگر از شواهد مرده پرستی ِ ما ! اکران فیلم “شبکه” پس از ۳ سال وقفه و صد البته بعد از مرگ قادری .
